تو این مدتی که نبودم خیلی به این وبلاگ فکر کردم و فکرکردم و فکر کردم در این فکر کردن ها با رویا هایم یه سفری هم داشتم به روزای اول ساخت این وبلاگ. اصلا چطور شد که اینجا به وجود آمد؟ سال دوم دبیرستان بودیم که واحد درسی کامپیوتر رو هم می گذروندیم. من تا اون زمان با وبلاگ آشنایی چندانی نداشتم. دبیرمان - آقای بهادر- ما را با وبلاگ نویسی آشنا کردند و گفتند که هر کس باید وبلاگی بسازد برای گرفتن نمره ی عملی کامپیوتر. اون موقع برای گرفتن نمره اینجا رو راه انداختم ولی بعد تصمیم گرفتم از این طریق با دوستان آریایی در سراسر ایران رابطه داشته باشم. (ناسلامتی هموطنیم دیگه!) تا حالا که دو سال و اندی از اون روزا می گذره و به صورت ناشیانه اینجا رو اداره کردم. «اعتراف» به همه ی این موضوعات فکر کردم و خیلی به مغزم فشار آوردم که چکار کنم اینجا بهتر بشه و از کلیشه ای بودن خارج. تا اینکه تصمیم گرفتم اول این مطلب رو براتون بنویسم تا نظر شما رو جویا بشم تا بعد... «ادامه دارد.» و امّا تو ای دوست اگر این سیاه مشق ها را خواندی ، نظرت را درباره ی اینجا بنویس که مطمئن باش که نظرت برایم مهم و ارزشمند است برای دوام پاتوقمان. ((( پیشنهادات ))) اگر مثل سایر پست هایم حوصله ی خواندنش را نداشتی ، باز هم برایم بنویس،برایم بنویس که حوصله ی خواندن این وبلاگ را نداری و همان بهتر که حذف شود. ((( انتقادات )))
: در حالیکه خودم هیچ اطلاعاتی راجع به استان های دیگر نداشتم ، از سایت دایره المعارف ویکی پدیا مطالب رو تو اینجا copy می کردم و بدون اینکه خودم بخونمشون ( و شاید انتظار داشتم که شما بخونین؟! ) و می دونم که کسی حوصله خواندن به صورت آنلاین نداشته و باز وبلاگ ارزش save شدن تو کامپیوتر رو نداشته تا بعدن خونده بشه.
+ نوشته شده در 88/05/13ساعت 1:39 توسط هاله |